تبليغاتX
طعم زندگی - نگاهدارم باش
دريا بى كران است و زورق من كوچك!
به «تو» توكل مى كنم كه همه كس را حمايت مى كنى.
با من بمان كه ظلمت شب از راه مى رسد.
وقتى كه هيچ ياورى نيست و آسايش گريخته است...
خدايا! اى ياور بى كسان با من بمان.
در هر لحظه به حضور تو نيازمندم.
چه چيز جز لطف تو، مى تواند ترس ها را درهم شكند
چه كسى جز تو مى تواند راهنما و پناه من باشد
در روزهاى ابرى و آفتابى با من بمان!
از هيچ دشمنى نمى هراسم، چون «تو» در كنار منى.
آنجا كه «تو» هستى اشك ها سوزنده نيستند، مرگ هم تلخ نيست.
اگر با من بمانى هميشه پيروزم.
كشتى هايم به دريا رفته اند،حتى اگر بادبان ها و دكل هاى شكسته بازگردند،به دستى اعتماد دارم كه هرگز شكست نمى خورد!
و از پليدى، نيكى به بار مى آورد،حتى اگر كشتى هايم درهم شكنند و همه اميدهايم غرق شوند،فرياد مى زنم.
به «تو» توكل مى كنم.اى پناهگاه ابدى! تو مى توانى جانشين همه بى پناهى ها شوى!
اى مهربان! دشوارى ها سراسر زندگى ام را فرا گرفته اند.
تا آنجا كه مى توانستم با پاهاى لنگانم آمدم، اما از اين جلوتر در توانم نيست،حالا، «تو» از من مراقبت نما!
اى كه به من وعده مى دهى در سختى ها و اى پناه من در گرفتارى هايم.
نگاهبانى كن مرا با چشمانت كه هرگز به خواب نمى روندو كفايت نما مرا با ستونى كه هرگز ريزش ندارد.
+ نوشته شده در  جمعه 1387/03/03ساعت   توسط ثنا  |