فرار دختران به عوامل گوناگونى بستگى دارد، ولى آنگاه كه خانه به يك محيط ناامن تبديل مى شود، برخى از دختران راهى به جز فرار نمى بينند؛ اين رهيدن، سرآغاز لغزيدن در سراب است، سرابى كه رفتن در پى آن، غلتيدن در چاه تباهى را به همراه دارد. خيلى زود دختران براى گذراندن زندگيشان به كارهاى غيراخلاقى و انواع جرمها روى مى آورند و هر فردِ فرصت طلبى مى كوشد به گونه اى از جسم و روحشان بهره گيرد. گرچه دختران فرارى به خيال خويش از ناملايمات زندگى خانوادگى مى گريزند، امّا با فرار خود، جداى از مسائل شخصى و مشكلات عاطفى و روحى خويش، به گسترش روزافزون بزهكارى در جامعه نيز كمك مى كنند و در نتيجه، سلامت كل جامعه را به خطر مى اندازند.
اصولاً براى شناخت هر پديده اجتماعى بايد به دنبال علل و ريشه هاى آن بود و اگر اين ريشه ها شناسايى شوند، تحقيق درباره اهداف و دسترسى به اطلاعات مورد نياز براى درمان آن درد اجتماعى، آسانتر خواهدشد. بر اين اساس در پژوهش حاضر، به بررسى ريشه يابى دينى فرار دختران از خانه مى پردازيم. گرچه تحقيقات فراوانى درباره علل روان شناختى و اجتماعى فرار دختران انجام شده، اما در اين نوشتار سعى شده علل فرار دختران از منظر قرآن كريم و رهيافت هاى قرآنى ريشه يابى شود.