گياه بادرنجبويه سالهاست كه توسط پزشكان مشرقزمين، براي درمان مشكلات خلقي استفاده ميشود؛ همچنين مصرف آن جهت سردرد با منشأ عصبي، ضعف حافظه و خستگي روحي مفيد است.
بادرنجبويه در طب عوام براي مصارفي از قبيل رفع دل پيچه ناشي از نفخ و تقويت معده به كار ميرود و از مصارف اصلي و ويژگيهاي خاص آن، آرام كردن اعصاب و تقويت قلب است.
اين گياه به اشكال مختلفي از قبيل اسانس، عصاره روغني، روغن، پماد، كمپرس و دم كرده استفاده ميشود. اسانس اين گياه در آرام كردن درد معده با منشأ عصبي، احساس چنگزدگي در معده، تپش قلب، سردردهاي يكطرفه، سرگيجه، عصبانيت، بيخوابي، استفراغهاي دوران بارداري، كمخوني دختران جوان، درد عصبي دندان و رفع تندخويي در دختران جوان و زنان بسيار مؤثر است.
برگ اين گياه، بهترين دارو براي ناراحتي معده ميباشد كه بر اثرنگراني به وجود آمده باشد . دم كرده آن نيز جهت تهوع، مراحل اول سرماخوردگي، خستگي عصبي و افسردگي مفيد است.گفتني است كمپرس، پماد و روغن حاصل از اين گياه جهت دفع حشرات و درمان زخم نيش آنها و رفع تنش عصبي، از زمان ابنسينا تجويز شده است.
+
نوشته شده در پنجشنبه
1387/03/09ساعت   توسط ثنا
|
+
نوشته شده در پنجشنبه
1387/03/09ساعت   توسط ثنا
|
مواد لازم براى چهار نفر:
برگ اسفناج يك فنجان
قارچ دو فنجان
پنير چدار يا پنير پيتزا هشت ورقه
گوجه فرنگى خرد شده يا فلفل دلمه قرمز خرد شده يك فنجان
نان تست هشت عدد
سينه مرغ به صورت استيك يا پخته و خرد شده (يك سينه مرغ يا هشت تكه مرغ ورقه اى)
طرز تهيه:
سينه مرغ را كبابى مى كنيد. مى توانيد از ماكروفر يا باربى كيو استفاده كنيد. قارچ ها را در كمى كره تفت داده و مواد ديگر را نيز به دقت خرد مى كنيد. سپس روى يك نان تست يك ورقه پنير قرار داده و مواد تهيه شده را روى آن مى ريزيد.يك ورقه پنير ديگر در اين محل قرار داده و نان ديگر را روى آن قرار مى دهيد. ساندويچ را براى يك دقيقه درون ماكروفر مى گذاريد تا پنير آن ذوب شود. همچنين مى توانيد اين ساندويچ را روى باربى كيو قرار داده و حرارت لازم را بدهيد.
+
نوشته شده در پنجشنبه
1387/03/09ساعت   توسط ثنا
|
پروردگارا!
امروز و اين جا از تو در خواست مى كنم
به من قدرت بخشش اعطا كنى
تا ديگر آزار نبينم...
حتى اگر نمى توانم عزيزانم را درك كنم، آنها را ببخشم
تا بياموزم قضاوت، تنها بر عهده توست و بس
تا بيشتر دوست داشته باشم
و انسان كاملترى باشم
و كمكم كن لحظه اى از ياد نبرم،
تنها اگر ببخشم، بخشيده خواهم شد.
لحظه لحظه روزهايم سرشار از نام حضور تو باد.
+
نوشته شده در پنجشنبه
1387/03/09ساعت   توسط ثنا
|
تحقيقات يك مؤسسه ژاپني بر موضوع رابطه گروه خوني افراد با ويژگيهاي شخصيتي آنها نشان ميد هد افراد با گروههاي خوني مشابه، د اراي ويژگيهاي شخصيتي مشابهي هستند .
اگر شما د اراي گروه خوني O هستيد ، مايليد بر د يگران رهبري كنيد و وقتي طالب چيزي هستيد ، هر كاري براي به د ستآورد ن آن ميكنيد . شما د يگران را به د نبال خود ميكشيد ، وفاد ار و پرانرژي هستيد . شما حسود هستيد و به راحتي ميتوانيد با د يگران رقابت كنيد .
اگر گروه خونيتان A است، به ساماند هي كارها علاقهمند هستيد ، با د يگران به خوبي همكاري ميكنيد و احساساتي، صبور و حساس هستيد . د ر كنار اينها شما سختكوش هستيد و ميتوانيد د ر رويارويي با مسايل آرامش خود را حفظ كنيد .
اگر گروه خوني شما B باشد ، شما كاملاً فرد گرا هستيد و ميخواهيد هر كاري را به روش خود تان انجام د هيد . شما خلاق و انعطافپذير هستيد به گونهاي كه ميتوانيد با هر موقعيتي به آساني تطبيق پيد ا كنيد ، ولي اصرار شما بر مستقلبود ن، گاه بيش از حد است به طوري كه اين خصوصيت به نقطه ضعف شما تبد يل ميشود .
اما شما كه د اراي گروه AB هستيد ، د وستد اشتني و مسلط به نفسيد . شما معمولاً محبوب هستيد و با افراد به راحتي رابطه برقرار ميكنيد . شما توانايي خوبي د ر سرگرمكرد ن د يگران د اريد ولي به راحتي با كسي صميمي نميشويد ، كمي د ر تصميمگيري مشكل د اريد .
+
نوشته شده در دوشنبه
1387/03/06ساعت   توسط ثنا
|
گل رز پايه بسيار عالى براى تنظيم ميزان چربى و خشكى پوست در پوست هاى مختلط است.
مواد لازم
گل رز يك عدد / گلاب يك فنجان / ماست طبيعى يك فنجان / عسل يك فنجان
طرز تهيه
گلبرگ هاى گل رز را خيس كرده سپس گلاب، عسل و ماست را با گلبرگ هاى رز خيس شده، خوب مخلوط مى كنيد. مخلوط به دست آمده را به آرامى روى پوست صورت پخش كرده و اجازه مى دهيم به مدت پنج دقيقه روى پوست بماند. سپس آن را به آرامى با آب شست وشو مى دهيم در انتها كرم مرطوب كننده و ضدآفتاب به روى پوست مى ماليد.
+
نوشته شده در دوشنبه
1387/03/06ساعت   توسط ثنا
|
خون شتك زده بود روى كناره هاى نيمكت سيمانى و قرمزى تك لخته هاى خشك، كنار دسته فلزى سبز صندلى خاكسترى جا خوش كرده بود. كلاغ ها بر فراز افراهاى بلند و روى بلندقامت ترين كاج پارك يكصدا قارقار مى كردند. هوا رو به تاريكى مى رفت كه مردى ميانسال با سبدى پر از شير و نان و خامه و روزنامه اى كه زير بغل داشت پا شل كرد. زبان مرد بند آمده بود. يكه خورده و حيران سبد را روى زمين سيمانى گذاشته و با احتياط و ترسى پنهان يك قدم به جلو برداشت. لابد گمان كرده بود يكى از همين معتادهاى بخت برگشته تزريقى است، يا يكى از همين كراك كش هاى مفلوك كه بدنش قبل از تجزيه شدن اين طور اينجا افتاده است. قارقار كلاغ ها نزديك مى شد و دور. انگار ضرباهنگ و ريتمى يگانه گرفته بود. مرد ميانسال دستى به موهاى لاخ به لاخ و تنكش كشيد و آب دهان قورت داد و نفس اش را انگار كه در سينه حبس كرده باشد، يك قدم ديگر برداشت. جسد به صورت افتاده بود روى چمن ها و پاى سمت راست هم كج شده بود. مرد دل و جرأت به خرج داد و جلوتر رفت. درنگى كرد و نشست. به چهره پخمه اش اصلاً نمى خورد كه اين قدر تحمل داشته باشد تا انگشت سبابه اش را خيس كند و بگيرد جلوى بينى جسد. هيچ نفسى نمى آمد. تمام كرده بود. هراسان بلند شد و رفت سمت سبد قرمز كه داخلش پر بود از خريد عصرانه. كيسه هاى مشكى و رنگى خريدها را كنار زد و موبايل رنگ و رو رفته اى را بيرون كشيد و شماره ۱۱۰ را گرفت. لب گزيد و با صدايى كه از ته حلق مى آمد گفت:
ـ اينجا يك نفر مرده است. فكر كنم كشته شده. خون هم آمده ... بله آدرس خيابان شمشيرى...
ماشين هاى پليس كه آژيركشان سر رسيدند، هوا كاملاً تاريك شده بود. سرها از پنجره خانه هاى اطراف بيرون مى آمد و گويى همه محله داشتند از جايى سرك مى كشيدند. يكى از افسران اداره آگاهى جسد را برگرداند. جوانى بود بين ۲۰ تا ۲۲ ساله. گندمگون با موهايى خوش فرم و خرمايى و چهره اى آرام كه انگار سال ها بود زير آن نيمكت سيمانى خوابيده است. يك شلوار جين رنگ و رو رفته پايش بود كه پاچه سمت چپ تا نزديكى هاى زانو بالا آمده بود. رد خون از روى تى شرت سرمه اى رنگش تا امتداد سينه و گلو كشيده شده بود. سروان مهدوى دوباره با دقت و وسواس نگاهش كرد بعد رو به افسر پا به سن گذاشته اى گفت:
ـ جناب سرهنگ چاقو خورده... با چاقو كشته شده. حالا ديگر بحث كراك يا موادمخدر نبود.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در دوشنبه
1387/03/06ساعت   توسط ثنا
|
+
نوشته شده در شنبه
1387/03/04ساعت   توسط ثنا
|
شعرهای كودكانه و بسيار زيبا براي كوچولوهاي مهربان را در كتاب «صداي حيوانات براي دختر گلم، پسرگلم» بخوانيد و لذت ببريد.
شاعر: بتول سعيدي
طراح: لادن اسلاملو
ناشر: انتشارات هيربد
قيمت: 400 تومان
+
نوشته شده در جمعه
1387/03/03ساعت   توسط ثنا
|
کتاب «داستانهای شگفتانگیزی از تربیت فرزند» با توجه به دیدگاههای اسلامی به مراحل رشد کودک از ابتدا تا دوران نوجوانی پرداخته و تأثیر وراثت، پدر، مادر و محیط اجتماعی را در رفتار فرزندان مورد بررسی قرار داده است.
.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در جمعه
1387/03/03ساعت   توسط ثنا
|
كاركنان بخش فوريتهاى پزشكى شتابان به هر سو مى دويدند. خيلى سريع برانكارد را ازآمبولانس خارج كردند و «مسعود» را به اتاق عمل بردند.
نگاه هاى خيره درميان انوارطلايى پشت پنجره به گذرلحظه ها زل مى زدند.
«مى گن قلبش تركيده. خيلى ام جوونه . ..»
اين را يكى آهسته، درميان شلوغى جمعيت گفت.
شبح سوخته مرگ درفضا پرسه مى زد. به رسم هميشه دقايقى قبل از آخرين لحظه ها، گروه احيا و متخصصان بيهوشى را بالاى سر مصدوم آوردند . بوى عطر و خون با كت و شلوار دامادى مسعود ۲۵ ساله مى آميخت.
دقايقى قبل در چهارراه پارك وى تهران چند جوان «سر به سر» آقا داماد گذاشتند. گوشه اى از پارچه ساتن زرد ماشين عروسى مسعود با باد كنده شد و آرام ازكنار ماشين كنارى گذشت. راننده جوان و دوستانش با حالت غير طبيعى آقا داماد را مسخره كردند و حرف هاى بى ربط زدند. مسعود آدم اهل دعوا نبود. با هزار و يك آرزو داشت به دنبال «ياسمين» -عروس خانم- مى رفت. مهربانى و شعور مسعود زبانزد همه فاميل بود. پدر و مادر عروس خانم و آقا داماد براى خوشبخت شدن بچه ها سنگ تمام گذاشته بودند.
مسعود مثل هميشه سعى كرد عصبانيت خود را كنترل كند. اما شرارت در نگاه راننده ماشين پهلويى موج مى زد. راننده و دوستانش مى خواستند هر طورى شده مسعود را ازماشين پياده كنند. راننده يك دفعه پيچيد جلوى داماد. تعادل مسعود به هم خورد. از ماشين پياده شد. دلش نمى خواست روز جشن بزرگ زندگى اش را تلخ كنداما به محض پياده شدن از ماشين، پسر ها با حالتى وحشيانه بر سرش ريختند و بى درنگ چاقوى بزرگى در قلبش فروبردند . . .
ادامه مطلب
+
نوشته شده در جمعه
1387/03/03ساعت   توسط ثنا
|
فرار دختران به عوامل گوناگونى بستگى دارد، ولى آنگاه كه خانه به يك محيط ناامن تبديل مى شود، برخى از دختران راهى به جز فرار نمى بينند؛ اين رهيدن، سرآغاز لغزيدن در سراب است، سرابى كه رفتن در پى آن، غلتيدن در چاه تباهى را به همراه دارد. خيلى زود دختران براى گذراندن زندگيشان به كارهاى غيراخلاقى و انواع جرمها روى مى آورند و هر فردِ فرصت طلبى مى كوشد به گونه اى از جسم و روحشان بهره گيرد. گرچه دختران فرارى به خيال خويش از ناملايمات زندگى خانوادگى مى گريزند، امّا با فرار خود، جداى از مسائل شخصى و مشكلات عاطفى و روحى خويش، به گسترش روزافزون بزهكارى در جامعه نيز كمك مى كنند و در نتيجه، سلامت كل جامعه را به خطر مى اندازند.
اصولاً براى شناخت هر پديده اجتماعى بايد به دنبال علل و ريشه هاى آن بود و اگر اين ريشه ها شناسايى شوند، تحقيق درباره اهداف و دسترسى به اطلاعات مورد نياز براى درمان آن درد اجتماعى، آسانتر خواهدشد. بر اين اساس در پژوهش حاضر، به بررسى ريشه يابى دينى فرار دختران از خانه مى پردازيم. گرچه تحقيقات فراوانى درباره علل روان شناختى و اجتماعى فرار دختران انجام شده، اما در اين نوشتار سعى شده علل فرار دختران از منظر قرآن كريم و رهيافت هاى قرآنى ريشه يابى شود.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در جمعه
1387/03/03ساعت   توسط ثنا
|

در اين رژيم بايد هر سه ساعت يكبار بخوريد تا گرسنگى را كم كرده و سوخت و ساز بدن را افزايش دهيد. رژيم سه ساعته برمبناى اين تئورى پايه ريزى شده است كه خوردن در فاصله زمانى سه ساعت به بدن كمك مى كند تا چربى را براى كسب انرژى بسوزاند.علاوه بر اين شما بايد براى مقدار غذا و تناسب غذايى برنامه ريزى كنيد و در هر وعده كم مصرف كنيد. زيرا در اين رژيم مصرف هيچ غذايى محدوديت ندارد.
مزايا
- هيچ محدوديت غذايى وجود ندارد. شما مى توانيد به اندازه مناسب از هر ماده غذايى بخوريد.
- اين رژيم برنامه هاى غذايى متفاوتى براى افراد مختلف بر مبناى نيازهاى تغذيه اى و سلايق شان دارد. افرادى كه مى خواهند رژيم غذايى براى سلامت قلب داشته باشند و يا كسانى كه مى خواهند فست فود مصرف كنند مى توانند از اين رژيم تبعيت كنند.
- اين رژيم با ورزش همراه است و راه حل خوبى براى كاهش وزن است.
معايب
- توجه كنيد كه به اندازه مصرف كنيد و با مصرف اضافه، كالرى زيادى براى بدن انباشته نكنيد.
- شايد غذا خوردن در فاصله زمانى هر سه ساعت يكبار براى افرادى كه داراى مشاغل خاصى هستند مشكل و يا امكان پذير نباشد.
- ابتدا در منزل هشت دقيقه حركت كششى انجام دهيد.
+
نوشته شده در جمعه
1387/03/03ساعت   توسط ثنا
|
ايتاليايى ها براى ازدواج تناقض هاى زيادى دارند كه ريشه در تاريخ ديرينه آنها دارد.
در برخى از مناطق، عروس و داماد بايد پاى پياده به كليسا بروند و ساكنان محل هر يك شيئى را سر راه آنها قرار مى دهند تا عكس العمل عروس را ببينند. نحوه برخورد عروس با اين موانع خبر از نحوه اداره زندگى از سوى او مى دهد. پس از برگزارى مراسم در كليسا عروس و داماد بايد يك تكه چوب را با اره دو سر ببرند. اين كار سمبل شراكت و همكارى آنها در زندگى است. اگر عروس شب قبل از عروسى لباس سبز بپوشد اين كار براى آنها خوش شانسى به همراه مى آورد.
عروس در روز عروسى نبايد طلا به همراه داشته باشد (تنها حلقه ازدواج مى تواند از طلا باشد) زيرا بد شانسى مى آورد. عروس و داماد از يك روبنده يا تور استفاده مى كنند تا آنها را در مقابل ارواح شيطانى محافظت كند. اگر اين تور پاره شود اين امر نشان دهنده خوش شانسى است. براى داشتن بخت و اقبالى خوب داماد يك تكه آهن را در جيب شلوارش قرار مى دهد. هم چنين ايتاليايى ها معتقدند يكشنبه بهترين روز براى برگزارى مراسم ازدواج است. آنها روزهاى بارانى را نيز به فال نيك گرفته و نشانه خوش شانسى و خوش بختى مى دانند.
در طول مراسم زوج جوان بايد يك ليوان يا شيشه را خرد كنند. آنها مى گويند تعداد تكه هاى خرد شده بيانگر تعداد سال هايى است كه اين زوج با هم زندگى خواهند كرد. پس از برگزارى مراسم عروس و داماد بايد دور از چشم ديگران راهى ماه عسل شوند.
+
نوشته شده در جمعه
1387/03/03ساعت   توسط ثنا
|
دريا بى كران است و زورق من كوچك!
به «تو» توكل مى كنم كه همه كس را حمايت مى كنى.
با من بمان كه ظلمت شب از راه مى رسد.
وقتى كه هيچ ياورى نيست و آسايش گريخته است...
خدايا! اى ياور بى كسان با من بمان.
در هر لحظه به حضور تو نيازمندم.
چه چيز جز لطف تو، مى تواند ترس ها را درهم شكند
چه كسى جز تو مى تواند راهنما و پناه من باشد
در روزهاى ابرى و آفتابى با من بمان!
از هيچ دشمنى نمى هراسم، چون «تو» در كنار منى.
آنجا كه «تو» هستى اشك ها سوزنده نيستند، مرگ هم تلخ نيست.
اگر با من بمانى هميشه پيروزم.
كشتى هايم به دريا رفته اند،حتى اگر بادبان ها و دكل هاى شكسته بازگردند،به دستى اعتماد دارم كه هرگز شكست نمى خورد!
و از پليدى، نيكى به بار مى آورد،حتى اگر كشتى هايم درهم شكنند و همه اميدهايم غرق شوند،فرياد مى زنم.
به «تو» توكل مى كنم.اى پناهگاه ابدى! تو مى توانى جانشين همه بى پناهى ها شوى!
اى مهربان! دشوارى ها سراسر زندگى ام را فرا گرفته اند.
تا آنجا كه مى توانستم با پاهاى لنگانم آمدم، اما از اين جلوتر در توانم نيست،حالا، «تو» از من مراقبت نما!
اى كه به من وعده مى دهى در سختى ها و اى پناه من در گرفتارى هايم.
نگاهبانى كن مرا با چشمانت كه هرگز به خواب نمى روندو كفايت نما مرا با ستونى كه هرگز ريزش ندارد.
+
نوشته شده در جمعه
1387/03/03ساعت   توسط ثنا
|